نوشته شده در تاريخ 1392/11/18 توسط اعضای انجمن ادبی بخش شبانکاره | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 65 بار | اشتراک گذاری : ![]()
روز قبل از رفتنت آرامشی بی حد شدید
وقت رفتن در دل این آسمان تیری کشید
توده ای تشکیل شد،در شهر آشوبی به پا
ابر بالا آمد و تا مردمک هایم رسید
سیل جاری شد،تمام خانه ها ویران شدند
نوح هم آوازه ام را از زبان ها میشنید
بعد رفتن تلخ بودم مثل برج زهرمار
که نمیشد با تمام قندها آن را چشید
من چه دلگیرانه شبها آرزوی صبح را
ساعت اما آن طرف خمیازه بی حد میکشید
بیت هایم بی حضور ذهن پرپر می شدند
هر کدام از شاخه ای به شاخ دیگر می پرید
بعد رفتن ریزعلی آوار چشمانم که دید
پیرهن آتش کشید و سوی هیچستان دوید
و سپس نوبت شعر استاد محمد بحرینی فرد شد تا در تابلوی نقد تنازی کند:
این روز ها
که بیک
این قلم سوخته
فندکی می سازد
و عطری برای رد گم کردن
پدر سوخته ام
با تو نسازم
بعد شعری از خانم خرمدل کوچکتر نقد شد:
افق از دور پیداست
خسته اما صبور می آید
قاصدک با نور
فصل زرد با حضور برگریزان
آسمان طوفانی
ابر با چشم گریان می آید
خورشید با پرتو نور
گل محمدی با بوی خوش
و خاک با رنگی از طلا
سپس خانم خرمدل بزرگتر شعری را برای نقد ارائه دادند:
لیوانی شکننده،ظریف
آبی گوارا
دریایی ژرف
آرام
شکننده،ظریف
مواظب باشید
چشمانی،حسرت بارو به یاد مانده
و سوگند،به آرامش ابدی
در ادامه دو شعر از آقای حبیب شهبازی مورد نقد قرار گرفت:
پرنده ای
در روز آزادی
خوردن گیاهی تلخ را تمام کرد
آن روز،روز تولدم بود
و شعر بعد:
خوردن گیاهی تلخ را تمام کرد
آن روز،روز تولدم بود
و شعر بعد:
خم زیبای سیاهش
مستم کرد
راهم به دلش باز شد
بعد این دو شعر زیبا دو شعر از آقای محمدرضا قاسمی برای نقد ارائه شد:
امشب نگرانم
نگران
پذیرایی از تنهایی
و بعد:
در قایم باشک روزگار
برای پیدا کردنت
روی خواسته هایم
چشم گذاشتم
و در آخر به شعر خوانی پرداخته شد.
موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
برچسب ها: