انجمن اهل قلم فردوسی«کهن شهر» - آرشیو 1393/6
<-Description->
نوشته شده در تاريخ 1393/6/29 توسط اعضای انجمن ادبی بخش شبانکاره | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 72 بار | اشتراک گذاری :
http://www.samenblog.com/uploads/g/ghazalkand/199653.jpg

بقیه عکس ها در ادامه مطلب

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 
____________________________________________________
برچسب ها:
نوشته شده در تاريخ 1393/6/21 توسط اعضای انجمن ادبی بخش شبانکاره | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 26 بار | اشتراک گذاری :
این هم از شعر های امروز انجمن

دو شعر اول از کیانوش دهدشتی است که از اولین سروده های اوست:

دریایی آرام
دلی خام
پارو را رها کرده ام
کف قایقم دراز کشیده ام
که به هیچ کجا نمی رود


خداوندا که اسمش بر تنم برخال بوده
یقین دارم که او در خواب بوده
نه اینکه او زبانش لال بوده
ولی حرف نمیدانم برایم قاب نموده

شعر بعد از آقای داریوش صداقت است:
بزرگان این شهر دور هزار هرزه طواف می کنند
پشت پرده دین ما را چوب حراج می زنند
در این شهر مجاز نیست قضاوت به ظاهر
گوسفندان اینجا گله گرگ را می درند
به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 
____________________________________________________
برچسب ها:
نوشته شده در تاريخ 1393/6/13 توسط اعضای انجمن ادبی بخش شبانکاره | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 30 بار | اشتراک گذاری :
امروز با غیاب آقای بحرینی فرد جلسه را آقای کریم بهادر با غزلی زیبا از حافظ آغاز نمود.سپس به داستان خوانی و نقد داستان پرداخته شد.
و اما بعد از داستان نوبت به شعر رسید و اولین شعر را آقای خرم برای نقد گذاشتند:

 (شکوه های تک درخت)
تک درختی بی رمق در شوره زار
با خودش در جدل و بی قرار
ناله میکرد و گلایه، بسیار
خدایا بعد آن همه برکه و جوی و مرغزار
چمن و باغ و بستان چرا در شوره زار؟
ارزویم نم نمی آب و دریغ از بیشه زار
تو نشاندیم به چه منظور و چه حکمت و چرا؟
باد سوزان یک طرف
چشم دوختن به سراب این دیار
عمر بی امید بی آب زلال
بخشیدن، نبخشیدن چه توفیری مرا
پس همین لحظه تو بستان زندگی
این رنگ بی رنگی مرا

بعد از این شعر سجاد دریس مسلم باز هم غزلی زیبا برای نقد گذاشتند که به علت عدم رونوشت برداری نتوانستم آن را در وبلاگ بنویسم. 

اما شعر بعد از خانم سعادت است که با وجود سن کم و آثار کم و پشتکار بالا شعر های جالب و با احساسی  را برای نقد می گذارند:

دریایم طوفانی
قایقم سوراخ
تورم خالی
حالم آشفته
امیدوارم
به دست نوشته ای که
کوسه های سفید
برایم نوشته اند

و در آخر نیز به شعر خوانی پرداخته شد.
به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 
____________________________________________________
برچسب ها:
نوشته شده در تاريخ 1393/6/6 توسط اعضای انجمن ادبی بخش شبانکاره | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 23 بار | اشتراک گذاری :
امروز در ابتدا دو داستان کوتاه از خانم بهادر خوانده شد و به دنبال آن اعضا پیرامون داستان خوانده شده و حرفه ی داستان نویسی به بحث و گفت وگو پرداختند.
در ادامه نوبت به نقد شعر رسید و خانم سعادت شعر خودشونو برای نقد ارائه کردند:


تک درختم گاهی سبز
گاهی خشکیده
و گاهی شکوفه زده
وقتی سبز است
قول ثمر میدهد و شکوفه
وقتی خشکیده است
با شاخ و برگ هایش آزارم میدهد
و قول هایی که زمان سبز بودنش داده بر باد میدهد
اما وقتی با هزاران زحمت طوفان و بادهای زوزو کنان بیرون را کنار میزند
شکوفه میدهد،آرام میشود
آرام
اما حیف و صد حیف که این آرامش را
همان طوفان ها و باد های بیرون دوباره ویران میکنند
مگر چه میشود تک درخت من هم همیشه آرام باشد
کاش میتوانستم تک درختم را کنار این باتلاق لعنتی دربیاورم

شعر دوم از آقای بحرینی برای نقد ارائه شد که تمایلی به انتشار آن نداشتند.
و در آخر هم کار با شعر خوانی به پایان رسید

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 
____________________________________________________
برچسب ها:
.: Weblog Themes By blogskin.ir :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.

پرامکانات ترین سرویس وبلاگدهی