نوشته شده در تاريخ 1392/11/8 توسط اعضای انجمن ادبی بخش شبانکاره | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 77 بار | اشتراک گذاری : ![]()
امروز انجمن فردوسی شبانکاره میزبان میهمانانی از آپخش و گناوه بود که حضورشان بسیار بر بار علمی و ادبی انجمن افزود و سپس همگی به نقد و برسی غزل زیل از جناب حافظ پرداختند:
| ترسم که اشک در غم ما پرده در شود | وین راز سر به مهر به عالم سمر شود | |
| گویند سنگ لعل شود در مقام صبر | آری شود ولیک به خون جگر شود | |
| خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه | کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود | |
| از هر کرانه تیر دعا کردهام روان | باشد کز آن میانه یکی کارگر شود | |
| ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو | لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود | |
| از کیمیای مهر تو زر گشت روی من | آری به یمن لطف شما خاک زر شود | |
| در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب | یا رب مباد آن که گدا معتبر شود | |
| بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی | مقبول طبع مردم صاحب نظر شود | |
| این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست | سرها بر آستانه او خاک در شود | |
| حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست | دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود |
سپس خانم انصاری شعر خود را جهت نقد به نمایش گذاشتند:
اندیشه اش را
در کاغذ پیچیده
باد برد
آب آتش شد
خاک طوفان
دود سیگار روشنفکران
خاموش
و بعد خانم خرمدل قسمتی از شعر خود را برای نقد ارئه دادند:
از این دنیا چه مانده
یه آینه
حرف ناتمام
کلام شکسته
...
و در آخر به شعر خوانی پرداخته شد.





موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
برچسب ها: